محمد عبد الله دراز (مترجم: عطائى)
265
دستور الأخلاق في القرآن (آئين اخلاق در قرآن) (فارسى)
مقاومت كنيم و آن را نپذيريم ، ( با يك شرط و آن اينكه ما صلاح بدانيم كه با اختيار و آزادى كامل بر اين حقيقت پا بفشاريم ) . « 1 » بايد روى يك مسئله اخلاقى توقف كنيم ؛ آيا ما در ضمن تلاش خود روى خير و شر ، اين احكام را صادر مىكنيم و آيا خود علت آن احكام هستيم ؟ يا اينكه اين احكام نتيجهء حتمى طبيعت ثانوى ماست و يا پيامد غير قابل اجتناب ضمير قبلى : افكار يا عواطف ماست ؟ قطعيّون پافشارى دارند تا براى ما يك طبيعت فطرى را در دايرهء مشخصى تا حدّ نهايى مطرح كنند كه هيچگونه نرمى و درشتى نپذيرد . بنابراين تمايلات پاكى يا ناپاكى كه موقع تولد با خودمان به دنيا مىآوريم ، همان فطرت ماست ، پس چگونه ما مىتوانيم مسئول فطرتمان باشيم كه ساختهء ما نيست ، و بههرحال ساختهء آگاهانه ما نمىباشد ؟ « 2 » جز اينكه اينان اوّلا براى اين طبيعت ثابت و استوار غرايز ما ، هيچ دليل و برهانى اقامه نكردهاند ، درحالىكه به نظر مىرسد ، روانشناسى مقارن برعكس ، ثابت مىكند كه غرايز انسانى كمترين قطعيت و بيشترين قابليت دگرگونى و تربيت را دارد ؛ برخى از غرايز در بعضى ديگر بيشتر از غريزهء حيوان اثرگذار است ، به دليل اينكه تعداد غرايز انسان فراوان و از پيچيدگى زيادى برخوردار است . و هرگاه انسان از همان آغاز بر صفات طبيعى حيوانات وحشى سيطرهء مستقيم داشته است ، حيواناتى كه به وسيله تمرين دادن - پس از آنكه وحشى و سركش بودهاند - اهلى و دمخور شدهاند ، بنابراين چگونه مىشود بر طبيعت ويژهء خودمان سيطرهء مستقيم يا غير مستقيم نداشته باشيم ، تا بتوانيم آن را به خوبى و يا بدى تغيير دهيم ؟ آيا در ژرفاى اين حكم ناميمون مقدمهاى شتابزده و دليلى غير معقول نهفته نيست ؟ ! و دانشمندان در تمام زمانها خلاف اين نظريه را باور داشته و معتقدند كه ما مىتوانيم با تمرين و ممارست بر ذات خود اثرگذار باشيم و تجربه نيز آن را تأييد مىكند كه تغييرات از نظر ژرفا متفاوت باشد ، امّا امكان وقوع دارد . و همچنين معلوم مىشود كه قرآن كريم از ناحيهء خود به اين قدرت دو سويه اعتراف دارد كه آن را به انسان دادهاند تا وجود واقعى خودش را پاكيزه كند و زيبا نمايد ، يا اينكه نابينا كرده و
--> ( 1 ) - ر . ك . مرجع قبلى : lettres au pe ? re Mersenne . lettre 47 . ( 2 ) - ر . ك : ليفى بريل : La responsabilite ? , chap . III II